واژگان کهن قرآن تبری ( بخش دوم )

واژه تبری قرآن

برگردان فارسی

مازندرانی

برارون

برادران

برارون

مارون

مادران

مارون

روشا

فروشنده

روشنده

بوریتم

گریختم

بوریتمه

بوریتن

گریختن

بوریتن

وجینه

می گزیند

وجینده

بوشاسپ

رویا

 

پاینه

می پاید

پنه

بنادونی درن

در نادانی هستند

 

ججی

پستان

جوجو

نا اومی

ناامید

نا امِد

بوم

بام ، سقف

بوم

دو به یکی شکمون

توامان

جمقول

کارتَن

عنکبوت

در مازندرانی وند و درفارسی تهرانی کارتنک و کاربافک و تارتنک می گویند

هاپرس واپرس

سوال و پرسش

امروزه نیز این اصطلاح در ضرب المثل های مردم پرور کاربرد دارد .

بشورین

بشویید

بشورین

ریون

فرزندان

ریکائون

حاجیون

حجاج

حاجیون

من بخوندم

قرآتُ = من بخوانم

 

اسا

اکنون

اسا

اماجا

نزد ما

اماجه

کیا

سادات ، سرور ، سید

 

جیک

صدا و جیغ

 

روشنه دیم

نورانی چهره

روشن دیم ؛ روشنده دیم

خور

خورشید

خِر ؛ خور

مونگ

ماه

مونگ ؛ ماه ؛ مانگ

بهل

بگذار

بهل

وادیم وادیم مردمون

علی اعین الناس

 

وهترین میراث گیرون

خیرالوارثین = بهترین وارثین

 

تاجه

تازه

 

نشون ها

آیات

 

جگا

جا ، مکان

در زبانزدها مردم پرور از جگا بهره می برند . در سنگسر نیز جگا کاربرد دارد .

جگا

منزل

 

پیش بشو مردمون بنوشته

اساطیرالاولین = اسطوره های پیشینیان

 

دوناتر

اعلم = داناتر

دوناتر

هوفرستا ایم

نازل کردیم

 

چلا

مصباح = چراغ

درگویش مردم پرور چلا کاربرد دارد و در گویش سمنانی چله گویند .

ترنگ دونه

دانه تگرگ یا برف

 

 

/ 0 نظر / 44 بازدید